مصرع نخست · شماره 41مروت نباشد بدی با کسیشاعرسعدیاثرسر آغازقالبسایردر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.38که مر سلطنت را پناهند و پشت#39مراعات دهقان کن از بهر خویش#40که مزدور خوشدل کند کار بیش#41مروت نباشد بدی با کسیانتخابشده42کز او نیکویی دیده باشی بسی#43شنیدم که خسرو به شیرویه گفت#44در آن دم که چشمش زدیدن بخفت#دربارهٔ این سطرسطر شماره 41 از «سر آغاز» است.سطر پیشینکه مزدور خوشدل کند کار بیش→سطر بعدیکز او نیکویی دیده باشی بسی←