مصرع دوم · شماره 120که مفلس ندارد ز سلطان هراسشاعرسعدیاثرسر آغازقالبسایردر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.117که گویند برگشته باد آن زمین#118کز او مردم آیند بیرون چنین#119عمل گر دهی مرد منعم شناس#120که مفلس ندارد ز سلطان هراسانتخابشده121چو مفلس فرو برد گردن به دوش#122از او بر نیاید دگر جز خروش#123چو مشرف دو دست از امانت بداشت#دربارهٔ این سطرسطر شماره 120 از «سر آغاز» است.سطر پیشینعمل گر دهی مرد منعم شناس→سطر بعدیچو مفلس فرو برد گردن به دوش←