مصرع نخست · شماره 19مزن بر سر ناتوان دست زورشاعرسعدیاثرحکایتقالبسایردر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.16که جان دارد و جان شیرین خوش است#17سیاه اندرون باشد و سنگدل#18که خواهد که موری شود تنگدل#19مزن بر سر ناتوان دست زورانتخابشده20که روزی به پایش در افتی چو مور#21نبخشود بر حال پروانه شمع#22نگه کن که چون سوخت در پیش جمع#دربارهٔ این سطرسطر شماره 19 از «حکایت» است.سطر پیشینکه خواهد که موری شود تنگدل→سطر بعدیکه روزی به پایش در افتی چو مور←