مصرع نخست · شماره 7زرش دیدم و زرع و شاگرد و رختشاعرسعدیاثرحکایتقالبسایردر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.4برفتیم قاصد به دیدار مرد#5سرو چشم هر یک ببوسید و دست#6به تمکین و عزت نشاند و نشست#7زرش دیدم و زرع و شاگرد و رختانتخابشده8ولی بی مروت چوبی بر درخت#9به لطف و لبق گرم رو مرد بود#10ولی دیگدانش عجب سرد بود#دربارهٔ این سطرسطر شماره 7 از «حکایت» است.سطر پیشینبه تمکین و عزت نشاند و نشست→سطر بعدیولی بی مروت چوبی بر درخت←