مصرع دوم · شماره 10ولی دیگدانش عجب سرد بودشاعرسعدیاثرحکایتقالبسایردر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.7زرش دیدم و زرع و شاگرد و رخت#8ولی بی مروت چوبی بر درخت#9به لطف و لبق گرم رو مرد بود#10ولی دیگدانش عجب سرد بودانتخابشده11همه شب نبودش قرار هجوع#12ز تسبیح و تهلیل و ما را ز جوع#13سحرگه میان بست و در باز کرد#دربارهٔ این سطرسطر شماره 10 از «حکایت» است.سطر پیشینبه لطف و لبق گرم رو مرد بود→سطر بعدیهمه شب نبودش قرار هجوع←