مصرع نخست · شماره 11همه شب نبودش قرار هجوعشاعرسعدیاثرحکایتقالبسایردر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.8ولی بی مروت چوبی بر درخت#9به لطف و لبق گرم رو مرد بود#10ولی دیگدانش عجب سرد بود#11همه شب نبودش قرار هجوعانتخابشده12ز تسبیح و تهلیل و ما را ز جوع#13سحرگه میان بست و در باز کرد#14همان لطف و پرسیدن آغاز کرد#دربارهٔ این سطرسطر شماره 11 از «حکایت» است.سطر پیشینولی دیگدانش عجب سرد بود→سطر بعدیز تسبیح و تهلیل و ما را ز جوع←