مصرع نخست · شماره 3به کنجی درون رفت و بنشست مردشاعرسعدیاثرحکایتقالبسایردر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.1شنیدم که مغروری از کبر مست#2در خانه بر روی سائل ببست#3به کنجی درون رفت و بنشست مردانتخابشده4جگر گرم و آه از تف سینه سرد#5شنیدش یکی مرد پوشیده چشم#6بپرسیدش از موجب کین و خشم#دربارهٔ این سطرسطر شماره 3 از «حکایت» است.سطر پیشیندر خانه بر روی سائل ببست→سطر بعدیجگر گرم و آه از تف سینه سرد←