مصرع دوم · شماره 4جگر گرم و آه از تف سینه سردشاعرسعدیاثرحکایتقالبسایردر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.1شنیدم که مغروری از کبر مست#2در خانه بر روی سائل ببست#3به کنجی درون رفت و بنشست مرد#4جگر گرم و آه از تف سینه سردانتخابشده5شنیدش یکی مرد پوشیده چشم#6بپرسیدش از موجب کین و خشم#7فرو گفت و بگریست بر خاک کوی#دربارهٔ این سطرسطر شماره 4 از «حکایت» است.سطر پیشینبه کنجی درون رفت و بنشست مرد→سطر بعدیشنیدش یکی مرد پوشیده چشم←