مصرع دوم · شماره 34که سودی ندارد چو سیلاب خاستشاعرسعدیاثرحکایتقالبسایردر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.31دگر اسبی از گله باید گرفت#32که گر سر کشد باز شاید گرفت#33ببند ای پسر دجله در آب کاست#34که سودی ندارد چو سیلاب خاستانتخابشده35چو گرگ خبیث آمدت در کمند#36بکش ورنه دل بر کن از گوسفند#37از ابلیس هرگز نیاید سجود#دربارهٔ این سطرسطر شماره 34 از «حکایت» است.سطر پیشینببند ای پسر دجله در آب کاست→سطر بعدیچو گرگ خبیث آمدت در کمند←