مصرع دوم · شماره 36بکش ورنه دل بر کن از گوسفندشاعرسعدیاثرحکایتقالبسایردر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.33ببند ای پسر دجله در آب کاست#34که سودی ندارد چو سیلاب خاست#35چو گرگ خبیث آمدت در کمند#36بکش ورنه دل بر کن از گوسفندانتخابشده37از ابلیس هرگز نیاید سجود#38نه از بد گهر نیکویی در وجود#39بد اندیش را جاه و فرصت مده#دربارهٔ این سطرسطر شماره 36 از «حکایت» است.سطر پیشینچو گرگ خبیث آمدت در کمند→سطر بعدیاز ابلیس هرگز نیاید سجود←