مصرع دوم · شماره 4به کشتی و درویش بگذاشتندشاعرسعدیاثرحکایتقالبسایردر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.1قضا را من و پیری از فاریاب#2رسیدیم در خاک مغرب به آب#3مرا یک درم بود برداشتند#4به کشتی و درویش بگذاشتندانتخابشده5سیاهان براندند کشتی چو دود#6که آن ناخدا ناخدا ترس بود#7مرا گریه آمد ز تیمار جفت#دربارهٔ این سطرسطر شماره 4 از «حکایت» است.سطر پیشینمرا یک درم بود برداشتند→سطر بعدیسیاهان براندند کشتی چو دود←