مصرع نخست · شماره 5سیاهان براندند کشتی چو دودشاعرسعدیاثرحکایتقالبسایردر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.2رسیدیم در خاک مغرب به آب#3مرا یک درم بود برداشتند#4به کشتی و درویش بگذاشتند#5سیاهان براندند کشتی چو دودانتخابشده6که آن ناخدا ناخدا ترس بود#7مرا گریه آمد ز تیمار جفت#8بر آن گریه قهقه بخندید و گفت#دربارهٔ این سطرسطر شماره 5 از «حکایت» است.سطر پیشینبه کشتی و درویش بگذاشتند→سطر بعدیکه آن ناخدا ناخدا ترس بود←