مصرع دوم · شماره 8بر آن گریه قهقه بخندید و گفتشاعرسعدیاثرحکایتقالبسایردر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.5سیاهان براندند کشتی چو دود#6که آن ناخدا ناخدا ترس بود#7مرا گریه آمد ز تیمار جفت#8بر آن گریه قهقه بخندید و گفتانتخابشده9مخور غم برای من ای پر خرد#10مرا آن کس آرد که کشتی برد#11بگسترد سجاده بر روی آب#دربارهٔ این سطرسطر شماره 8 از «حکایت» است.سطر پیشینمرا گریه آمد ز تیمار جفت→سطر بعدیمخور غم برای من ای پر خرد←