مصرع نخست · شماره 13ز مدهوشیم دیده آن شب نخفتشاعرسعدیاثرحکایتقالبسایردر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.10مرا آن کس آرد که کشتی برد#11بگسترد سجاده بر روی آب#12خیال است پنداشتم یا به خواب#13ز مدهوشیم دیده آن شب نخفتانتخابشده14نگه بامدادان به من کرد و گفت#15عجب ماندی ای یار فرخنده رای؟#16تو را کشتی آورد و ما را خدای#دربارهٔ این سطرسطر شماره 13 از «حکایت» است.سطر پیشینخیال است پنداشتم یا به خواب→سطر بعدینگه بامدادان به من کرد و گفت←