مصرع دوم · شماره 14نگه بامدادان به من کرد و گفتشاعرسعدیاثرحکایتقالبسایردر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.11بگسترد سجاده بر روی آب#12خیال است پنداشتم یا به خواب#13ز مدهوشیم دیده آن شب نخفت#14نگه بامدادان به من کرد و گفتانتخابشده15عجب ماندی ای یار فرخنده رای؟#16تو را کشتی آورد و ما را خدای#17چرا اهل دعوی بدین نگروند#دربارهٔ این سطرسطر شماره 14 از «حکایت» است.سطر پیشینز مدهوشیم دیده آن شب نخفت→سطر بعدیعجب ماندی ای یار فرخنده رای؟←