مصرع دوم · شماره 6که چون رستی از حشر و نشر و سال؟شاعرسعدیاثرحکایتقالبسایردر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.3پسر چند روزی گرستن گرفت#4دگر با حریفان نشستن گرفت#5به خواب اندرش دید و پرسید حال#6که چون رستی از حشر و نشر و سال؟انتخابشده7بگفت ای پسر قصه بر من مخوان#8به دوزخ در افتادم از نردبان#9نکو سیرتی بی تکلف برون#دربارهٔ این سطرسطر شماره 6 از «حکایت» است.سطر پیشینبه خواب اندرش دید و پرسید حال→سطر بعدیبگفت ای پسر قصه بر من مخوان←