مصرع نخست · شماره 7بگفت ای پسر قصه بر من مخوانشاعرسعدیاثرحکایتقالبسایردر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.4دگر با حریفان نشستن گرفت#5به خواب اندرش دید و پرسید حال#6که چون رستی از حشر و نشر و سال؟#7بگفت ای پسر قصه بر من مخوانانتخابشده8به دوزخ در افتادم از نردبان#9نکو سیرتی بی تکلف برون#10به از نیک نامی خراب اندرون#دربارهٔ این سطرسطر شماره 7 از «حکایت» است.سطر پیشینکه چون رستی از حشر و نشر و سال؟→سطر بعدیبه دوزخ در افتادم از نردبان←