مصرع دوم · شماره 22که چه را ز ره باز نشناختیشاعرسعدیاثرسر آغازقالبسایردر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.19ولیکن چو ظلمت نداند ز نور#20چه دیدار دیوش چه رخسار حور#21تو خود را ازان در چه انداختی#22که چه را ز ره باز نشناختیانتخابشده23بر اوج فلک چون پرد جره باز#24که در شهپرش بسته ای سنگ آز؟#25گرش دامن از چنگ شهوت رها#دربارهٔ این سطرسطر شماره 22 از «سر آغاز» است.سطر پیشینتو خود را ازان در چه انداختی→سطر بعدیبر اوج فلک چون پرد جره باز←