مصرع دوم · شماره 6که روی از تکبر بر او سر که کردشاعرسعدیاثرحکایتقالبسایردر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.3بگفت ای پسر تلخی مردنم#4به از جور روی ترش بردنم#5شکر عاقل از دست آن کس نخورد#6که روی از تکبر بر او سر که کردانتخابشده7مرو از پی هرچه دل خواهدت#8که تمکین تن نور جان کاهدت#9کند مرد را نفس اماره خوار#دربارهٔ این سطرسطر شماره 6 از «حکایت» است.سطر پیشینشکر عاقل از دست آن کس نخورد→سطر بعدیمرو از پی هرچه دل خواهدت←