مصرع نخست · شماره 17پسر کو میان قلندر نشستشاعرسعدیاثرحکایتقالبسایردر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.14که پیش از خطش روی گردد سیاه#15ازان بی حمیت بباید گریخت#16که نامردیش آب مردان بریخت#17پسر کو میان قلندر نشستانتخابشده18پدر گو ز خیرش فروشوی دست#19دریغش مخور بر هلاک و تلف#20که پیش از پدر، مرده به ناخلف#دربارهٔ این سطرسطر شماره 17 از «حکایت» است.سطر پیشینکه نامردیش آب مردان بریخت→سطر بعدیپدر گو ز خیرش فروشوی دست←