مصرع دوم · شماره 18پدر گو ز خیرش فروشوی دستشاعرسعدیاثرحکایتقالبسایردر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.15ازان بی حمیت بباید گریخت#16که نامردیش آب مردان بریخت#17پسر کو میان قلندر نشست#18پدر گو ز خیرش فروشوی دستانتخابشده19دریغش مخور بر هلاک و تلف#20که پیش از پدر، مرده به ناخلف#دربارهٔ این سطرسطر شماره 18 از «حکایت» است.سطر پیشینپسر کو میان قلندر نشست→سطر بعدیدریغش مخور بر هلاک و تلف←