مصرع نخست · شماره 7برو، گفت دست از جهان برگسلشاعرسعدیاثرحکایتقالبسایردر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.4که پایم همی بر نیاید ز جای#5بدین ماند این قامت خفته ام#6که گویی به گل در فرو رفته ام#7برو، گفت دست از جهان برگسلانتخابشده8که پایت قیامت برآید ز گل#9نشاط جوانی ز پیران مجوی#10که آب روان باز ناید به جوی#دربارهٔ این سطرسطر شماره 7 از «حکایت» است.سطر پیشینکه گویی به گل در فرو رفته ام→سطر بعدیکه پایت قیامت برآید ز گل←