مصرع نخست · شماره 9بگفت این سخن پیر و بگریست مستشاعرسعدیاثرحکایتقالبمناجاتدر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.6سگ و مسجد! ای فارغ از عقل و دین#7چه شایسته کردی که خواهی بهشت؟#8نمی زیبدت ناز با روی زشت#9بگفت این سخن پیر و بگریست مستانتخابشده10که مستم بدار از من ای خواجه دست#11عجب داری از لطف پروردگار#12که باشد گنهکاری امیدوار؟#دربارهٔ این سطرسطر شماره 9 از «حکایت» است.سطر پیشیننمی زیبدت ناز با روی زشت→سطر بعدیکه مستم بدار از من ای خواجه دست←