مصرع نخست · شماره 19من آنم ز پای اندر افتاده پیرشاعرسعدیاثرحکایتقالبمناجاتدر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.16که خوانم گنه پیش عفوش عظیم#17کسی را که پیری درآرد ز پای#18چو دستش نگیری نخیزد ز جای#19من آنم ز پای اندر افتاده پیرانتخابشده20خدایا به فضل توام دست گیر#21نگویم بزرگی و جاهم ببخش#22فروماندگی و گناهم ببخش#دربارهٔ این سطرسطر شماره 19 از «حکایت» است.سطر پیشینچو دستش نگیری نخیزد ز جای→سطر بعدیخدایا به فضل توام دست گیر←