مصرع نخست · شماره 17کسی را که پیری درآرد ز پایشاعرسعدیاثرحکایتقالبمناجاتدر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.14در توبه بازست و حق دستگیر#15همی شرم دارم ز لطف کریم#16که خوانم گنه پیش عفوش عظیم#17کسی را که پیری درآرد ز پایانتخابشده18چو دستش نگیری نخیزد ز جای#19من آنم ز پای اندر افتاده پیر#20خدایا به فضل توام دست گیر#دربارهٔ این سطرسطر شماره 17 از «حکایت» است.سطر پیشینکه خوانم گنه پیش عفوش عظیم→سطر بعدیچو دستش نگیری نخیزد ز جای←