مصرع نخست · شماره 5گفت من از شوق دست شهریارشاعرعطاراثرحکایت بازقالبسایردر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.2کرد از سر معالی پرده باز#3سینه می کرد از سپه داری خویش#4لاف می زد از کله داری خویش#5گفت من از شوق دست شهریارانتخابشده6چشم بربستم ز خلق روزگار#7چشم از آن بگرفته ام زیر کلاه#8تا رسد پایم به دست پادشاه#دربارهٔ این سطرسطر شماره 5 از «حکایت باز» است.سطر پیشینلاف می زد از کله داری خویش→سطر بعدیچشم بربستم ز خلق روزگار←