مصرع نخست · شماره 61تا شبش بنشاندی روز درازشاعرعطاراثر...قالبسایردر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.58نه زمانی صبر بودش زین هوس#59روز و شب بی او نیاسودی دمی#60مونس او بودش به روز و شب همی#61تا شبش بنشاندی روز درازانتخابشده62راز می گفتی بدان مه چهره باز#63چون شب تاریک گشتی آشکار#64شاه را نه خواب بودی نه قرار#دربارهٔ این سطرسطر شماره 61 از «...» است.سطر پیشینمونس او بودش به روز و شب همی→سطر بعدیراز می گفتی بدان مه چهره باز←