مصرع نخست · شماره 59روز و شب بی او نیاسودی دمیشاعرعطاراثر...قالبسایردر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.56جوی خون راندی دل بی خویش او#57نه قرارش بود بی او یک نفس#58نه زمانی صبر بودش زین هوس#59روز و شب بی او نیاسودی دمیانتخابشده60مونس او بودش به روز و شب همی#61تا شبش بنشاندی روز دراز#62راز می گفتی بدان مه چهره باز#دربارهٔ این سطرسطر شماره 59 از «...» است.سطر پیشیننه زمانی صبر بودش زین هوس→سطر بعدیمونس او بودش به روز و شب همی←