مصرع دوم · شماره 56جوی خون راندی دل بی خویش اوشاعرعطاراثر...قالبسایردر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.53شد چنان مستغرق عشق پسر#54کز وجود خود نمی آمد بدر#55گر نبودی لحظه ای در پیش او#56جوی خون راندی دل بی خویش اوانتخابشده57نه قرارش بود بی او یک نفس#58نه زمانی صبر بودش زین هوس#59روز و شب بی او نیاسودی دمی#دربارهٔ این سطرسطر شماره 56 از «...» است.سطر پیشینگر نبودی لحظه ای در پیش او→سطر بعدینه قرارش بود بی او یک نفس←