مصرع دوم · شماره 54کز وجود خود نمی آمد بدرشاعرعطاراثر...قالبسایردر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.51گرچه شاهی سخت عالی قدر بود#52چون هلالی از غم آن بدر بود#53شد چنان مستغرق عشق پسر#54کز وجود خود نمی آمد بدرانتخابشده55گر نبودی لحظه ای در پیش او#56جوی خون راندی دل بی خویش او#57نه قرارش بود بی او یک نفس#دربارهٔ این سطرسطر شماره 54 از «...» است.سطر پیشینشد چنان مستغرق عشق پسر→سطر بعدیگر نبودی لحظه ای در پیش او←