مصرع نخست · شماره 135آن وزیر آمد دلی پر درد و داغشاعرعطاراثر...قالبسایردر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.132چه قضا بود این که دشمن شد شهت#133بود آنجا دو غلام پادشاه#134عزم کرده تا کنند او را تباه#135آن وزیر آمد دلی پر درد و داغانتخابشده136هر یکی را داد دری شب چراغ#137گفت امشب هست مست این پادشاه#138وین پسر را نیست چندینی گناه#دربارهٔ این سطرسطر شماره 135 از «...» است.سطر پیشینعزم کرده تا کنند او را تباه→سطر بعدیهر یکی را داد دری شب چراغ←