مصرع نخست · شماره 133بود آنجا دو غلام پادشاهشاعرعطاراثر...قالبسایردر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.130خاک بر سر گفت ای جان پدر#131این چه خذلان بود کامد در رهت#132چه قضا بود این که دشمن شد شهت#133بود آنجا دو غلام پادشاهانتخابشده134عزم کرده تا کنند او را تباه#135آن وزیر آمد دلی پر درد و داغ#136هر یکی را داد دری شب چراغ#دربارهٔ این سطرسطر شماره 133 از «...» است.سطر پیشینچه قضا بود این که دشمن شد شهت→سطر بعدیعزم کرده تا کنند او را تباه←