مصرع دوم · شماره 144گر بیاید شه نبیند هیچ کسشاعرعطاراثر...قالبسایردر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.141هرک او را کشته باشد بی شکی#142شاه از صد زنده نگذارد یکی#143آن غلامان جمله گفتند این نفس#144گر بیاید شه نبیند هیچ کسانتخابشده145درزمان از ما بریزد جوی خون#146پس کند بردار ما را سرنگون#147خونیی آورد از زندان وزیر#دربارهٔ این سطرسطر شماره 144 از «...» است.سطر پیشینآن غلامان جمله گفتند این نفس→سطر بعدیدرزمان از ما بریزد جوی خون←