مصرع نخست · شماره 145درزمان از ما بریزد جوی خونشاعرعطاراثر...قالبسایردر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.142شاه از صد زنده نگذارد یکی#143آن غلامان جمله گفتند این نفس#144گر بیاید شه نبیند هیچ کس#145درزمان از ما بریزد جوی خونانتخابشده146پس کند بردار ما را سرنگون#147خونیی آورد از زندان وزیر#148بازکردش پوست از تن همچوسیر#دربارهٔ این سطرسطر شماره 145 از «...» است.سطر پیشینگر بیاید شه نبیند هیچ کس→سطر بعدیپس کند بردار ما را سرنگون←