مصرع نخست · شماره 203بر دل او درد بی اندازه شدشاعرعطاراثر...قالبسایردر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.200یاد می آورد کار آن پسر#201چون ز یک یک کار او یاد آمدیش#202ازبن هر موی فریاد آمدیش#203بر دل او درد بی اندازه شدانتخابشده204هر زمانش ماتم نو تازه شد#205بر سر آن کشته می نالید زار#206خون او در روی می مالید زار#دربارهٔ این سطرسطر شماره 203 از «...» است.سطر پیشینازبن هر موی فریاد آمدیش→سطر بعدیهر زمانش ماتم نو تازه شد←