کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

مصرع نخست · شماره 17

چو باز در شب تاری خوشت بباید خفت

چهرهٔ سناییشاعر

در متن شعر

سطرهای پیرامون

برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.

  1. 14

    خوشی نیافت که تا پاره ای ز جان نبرید

    #
  2. 15

    چو دل نهادی بر نور روز هم در وقت

    #
  3. 16

    زمانه گوید خیز و نماز شام رسید

    #
  4. 17

    چو باز در شب تاری خوشت بباید خفت

    انتخاب‌شده
  5. 18

    خروس گوید برجه که نور صبح دمید

    #
  6. 19

    دو دوست چون بهم آیند همچو پره و قفل

    #
  7. 20

    که تا دمی رخ هجرانشان نباید دید

    #

دربارهٔ این سطر

سطر شماره 17 از «قصیده شماره ۶۲ - در عزت عزلت و قناعت گوید» است.