مصرع نخست · شماره 115گفت تویی قابل پیوند منشاعروحشیاثرحکایتقالبسایردر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.112دست کشیدم ز تمنای خویش#113دید چو بر همت او شهریار#114کرد بر او عقد جواهر نثار#115گفت تویی قابل پیوند منانتخابشده116هست سزاوار تو فرزند من#117خواند عزیزان و به سد جد و جهد#118بست بدو عقد زلیخای عهد#دربارهٔ این سطرسطر شماره 115 از «حکایت» است.سطر پیشینکرد بر او عقد جواهر نثار→سطر بعدیهست سزاوار تو فرزند من←