مصرع دوم · شماره 118بست بدو عقد زلیخای عهدشاعروحشیاثرحکایتقالبسایردر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.115گفت تویی قابل پیوند من#116هست سزاوار تو فرزند من#117خواند عزیزان و به سد جد و جهد#118بست بدو عقد زلیخای عهدانتخابشده119دامن مقصود فتادش به دست#120رفت و به خلوتگه عشرت نشست#121مرد گداپیشه که آنجا رسید#دربارهٔ این سطرسطر شماره 118 از «حکایت» است.سطر پیشینخواند عزیزان و به سد جد و جهد→سطر بعدیدامن مقصود فتادش به دست←