مصرع نخست · شماره 119دامن مقصود فتادش به دستشاعروحشیاثرحکایتقالبسایردر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.116هست سزاوار تو فرزند من#117خواند عزیزان و به سد جد و جهد#118بست بدو عقد زلیخای عهد#119دامن مقصود فتادش به دستانتخابشده120رفت و به خلوتگه عشرت نشست#121مرد گداپیشه که آنجا رسید#122از مدد همت والا رسید#دربارهٔ این سطرسطر شماره 119 از «حکایت» است.سطر پیشینبست بدو عقد زلیخای عهد→سطر بعدیرفت و به خلوتگه عشرت نشست←