مصرع نخست · شماره 17از ره بیداد زدندش بسیشاعروحشیاثرحکایتقالبسایردر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.14شعله کشد، شعله آفاق سوز#15تیز کنند آتش خرمن فروش#16دود بر آرند از این تیره روز#17از ره بیداد زدندش بسیانتخابشده18قاعده داد ندید از کسی#19برد کشانش عسس کینه جوی#20تلخ سخن گشته، ترش کرده روی#دربارهٔ این سطرسطر شماره 17 از «حکایت» است.سطر پیشیندود بر آرند از این تیره روز→سطر بعدیقاعده داد ندید از کسی←