مصرع دوم · شماره 18قاعده داد ندید از کسیشاعروحشیاثرحکایتقالبسایردر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.15تیز کنند آتش خرمن فروش#16دود بر آرند از این تیره روز#17از ره بیداد زدندش بسی#18قاعده داد ندید از کسیانتخابشده19برد کشانش عسس کینه جوی#20تلخ سخن گشته، ترش کرده روی#21کرد به چندین ستمش کند و بند#دربارهٔ این سطرسطر شماره 18 از «حکایت» است.سطر پیشیناز ره بیداد زدندش بسی→سطر بعدیبرد کشانش عسس کینه جوی←