مصرع نخست · شماره 21داشت یکی دشمن دانا رسیدشاعروحشیاثرحکایتقالبسایردر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.18نیش مگو دشنه زهراب دار#19دست برافشاند و درآمد ز پای#20سر به زمین سود و برآورد وای#21داشت یکی دشمن دانا رسیدانتخابشده22بر سر آن خسته که مارش گزید#23چاره آن زهر دل آزار جست#24کارد زد و پنجه اش انداخت چست#دربارهٔ این سطرسطر شماره 21 از «حکایت» است.سطر پیشینسر به زمین سود و برآورد وای→سطر بعدیبر سر آن خسته که مارش گزید←