مصرع دوم · شماره 22بر سر آن خسته که مارش گزیدشاعروحشیاثرحکایتقالبسایردر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.19دست برافشاند و درآمد ز پای#20سر به زمین سود و برآورد وای#21داشت یکی دشمن دانا رسید#22بر سر آن خسته که مارش گزیدانتخابشده23چاره آن زهر دل آزار جست#24کارد زد و پنجه اش انداخت چست#25زهر کش جهل نظر باز کرد#دربارهٔ این سطرسطر شماره 22 از «حکایت» است.سطر پیشینداشت یکی دشمن دانا رسید→سطر بعدیچاره آن زهر دل آزار جست←