مصرع نخست · شماره 27گفت چه از دست من آید کنونشاعروحشیاثرحکایتقالبسایردر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.24کارد زد و پنجه اش انداخت چست#25زهر کش جهل نظر باز کرد#26دشمن خود دید و سخن ساز کرد#27گفت چه از دست من آید کنونانتخابشده28رفت چو سر پنجه ز دستم برون#29جز نم خون کامده از تن فرو#30آنچه ز دست آیدم امروز کو#دربارهٔ این سطرسطر شماره 27 از «حکایت» است.سطر پیشیندشمن خود دید و سخن ساز کرد→سطر بعدیرفت چو سر پنجه ز دستم برون←