مصرع نخست · شماره 29جز نم خون کامده از تن فروشاعروحشیاثرحکایتقالبسایردر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.26دشمن خود دید و سخن ساز کرد#27گفت چه از دست من آید کنون#28رفت چو سر پنجه ز دستم برون#29جز نم خون کامده از تن فروانتخابشده30آنچه ز دست آیدم امروز کو#31یافته ای دست و به جان رنجه ام#32سستی تو گر نبری پنجه ام#دربارهٔ این سطرسطر شماره 29 از «حکایت» است.سطر پیشینرفت چو سر پنجه ز دستم برون→سطر بعدیآنچه ز دست آیدم امروز کو←