مصرع دوم · شماره 32سستی تو گر نبری پنجه امشاعروحشیاثرحکایتقالبسایردر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.29جز نم خون کامده از تن فرو#30آنچه ز دست آیدم امروز کو#31یافته ای دست و به جان رنجه ام#32سستی تو گر نبری پنجه امانتخابشده33گفت خردپیشه که خاموش باش#34شرح دهم یک دو سخن گوش باش#35مار ز یاری چو کفت بوسه داد#دربارهٔ این سطرسطر شماره 32 از «حکایت» است.سطر پیشینیافته ای دست و به جان رنجه ام→سطر بعدیگفت خردپیشه که خاموش باش←