مصرع نخست · شماره 35مار ز یاری چو کفت بوسه دادشاعروحشیاثرحکایتقالبسایردر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.32سستی تو گر نبری پنجه ام#33گفت خردپیشه که خاموش باش#34شرح دهم یک دو سخن گوش باش#35مار ز یاری چو کفت بوسه دادانتخابشده36داد دمش خرمن عمرت به باد#37تیغ من از خون تو چون رنگ بست#38داد ترا چشمه حیوان به دست#دربارهٔ این سطرسطر شماره 35 از «حکایت» است.سطر پیشینشرح دهم یک دو سخن گوش باش→سطر بعدیداد دمش خرمن عمرت به باد←