مصرع دوم · شماره 38داد ترا چشمه حیوان به دستشاعروحشیاثرحکایتقالبسایردر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.35مار ز یاری چو کفت بوسه داد#36داد دمش خرمن عمرت به باد#37تیغ من از خون تو چون رنگ بست#38داد ترا چشمه حیوان به دستانتخابشده39بوسه آن رخت کشیدت به خاک#40زخم منت باز رهاند از هلاک#41تا تو بدانی که ز دشمن ضرر#دربارهٔ این سطرسطر شماره 38 از «حکایت» است.سطر پیشینتیغ من از خون تو چون رنگ بست→سطر بعدیبوسه آن رخت کشیدت به خاک←