مصرع نخست · شماره 67ای به غم آب و علف پای بندشاعروحشیاثرحکایتقالبسایردر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.64گر نبود نان به گیاهی بساز#65لب بدران حرص دهن باز را#66میل بکش چشم بد آز را#67ای به غم آب و علف پای بندانتخابشده68چون سگ نفست نرساند گزند#69پیش سگ آهو نکند جان تلف#70تا شکمش نیست پر آب و علف#دربارهٔ این سطرسطر شماره 67 از «حکایت» است.سطر پیشینمیل بکش چشم بد آز را→سطر بعدیچون سگ نفست نرساند گزند←