مصرع نخست · شماره 91باش در ایوان کرم صف نشینشاعروحشیاثرحکایتقالبسایردر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.88دست از این فضله بشو زینهار#89مایل سیم و زر عالم مباش#90داغ دل از حسرت درهم مباش#91باش در ایوان کرم صف نشینانتخابشده92ریز چو همیان درم از آستین#93از درمی چند که بودیش نیست#94پیش خردمند وجودیش نیست#دربارهٔ این سطرسطر شماره 91 از «حکایت» است.سطر پیشینداغ دل از حسرت درهم مباش→سطر بعدیریز چو همیان درم از آستین←